|
مهر 68 تو این ما یه آدم خاص و فوق العاده باحال به دنیا اومد×اگه میشناسیدم با کسب اجازه راضیم بخونید
|
درويشي به اشتباه فرشتگان
به جهنم فرستاده ميشود .
پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!!![]()
![]()
از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:
با چنان عشقي زندگي كن كه حتي
بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي
خود شيطان
تو را به
بهشت باز گرداند![]()
حالم خیلی بد بود!تا اینکه گفتم بذار برم یجایی!هر جا که بشه! فقط ازش خواستم(از خدا)که برسم به جایی که خوب باشه!....
تا رسیدم به وبلاگ یاس مهربان کلی آرومم کرد متن زیر!
آره. تو دلت رو به من بسپار تا بهت ثابت کنم که هیچکس تو این دنیا بهتر از من از تو حمایت نمی کنه. امتحان کن...
امروز خیلی خسته شدی، دلت از همه ی ناجوون مردیها گرفت، روحت آزرده شد. با من حرف زدی، آروم شدی عزیز دلم؟..
خوب دیگه، حالا آروم سرت رو بزار رو ناز بالش و بگیر بخواب. من قول می دم تو خواب هم تـنهات نگذارم! اگه باور نداری، بخواب تا بهت ثابت بشه..
هوادار همیشگی تو: "خــدا "![]()
کسی می خواد نظر بده بره همون جا(یاس مهربان) بده...
امیدوارم کسی که منا بشناسه از این طرفا رد نشه
و شرمنده که جواب ندادم کامنتا را فعلا وقت کمه!زود میام سر می زنم بتون!
خودم را معرفی می کنم
تا یادم نرفته اینا بگم خیلی باهوشم![]()
![]()
![]()
من باگ ام...18سالمه(فردا میشه!) 23 مهر 68 بدنیا اومدم طرف های ساعت 4 اینای صبح...(بعضی از روایات اینجوری می گند)
خب یجورایی همیشه سعی کردم از بقیه یه پله جلوتر باشم... بعضی موقع ها در راه خوب و بعضی موقع ها بد! فقط سعی کردم جلو باشم...
برنامه نویسی ، ریاضی و فیزیک را دوست دارم... نجوم هم دوست دارم...رباتیک را هم همینطور...قبلنا پایه اساسی هک هم بودم اما الان به دلایل اخلاقی دیگه اصلا..!
قبلنا فقط آسمون شبا دوست داشتم! حالا آسمون صبح ها را هم دوست دارم!از ابر ها خیلی خوشم می آد...وپرواز...آرزوم اینه که یروز می تونستم پر بزنم تو آسمون...
همه می گند که خیلی خلم!!!شر و شور و ... و البته همش در اوج سکوت انجام می گیره(یه جورایی محرکم برای شورش)
یه دوست خیلی خیلی خیلی خوبم دارم(محمد)(تقریبا مثل همیم بالای 80 درصد مون)
سال اول و دوم دبیرستان کلا 20 درصد کلاس ها را رفتم!تقریبا اصلا کلاس نمیرفتم!از اون پایه های اساسی جیم زدنم... المپیاد کامپیوتر می خوندم...
سمپادیم هستم...
هتل اژه ای
راستی اینا به مناسبت تولدم زدم!
تولدم مبارک!
سال سوم یکم خوندم...
والانم پیش دانشگاهیم...
اسمم اینجا نگم بهتره!اومدیما ... بمرور زمان می فهمید هر چند خیلیاتون می دونید!
و اهل کجام!نمی دونم!اصفهانیم فکر کنم
فصل ، ماه و روزي که دوست داري
سه شنبه ها تو 3 4 سل گذشته خاطره های اصلی زندگی منا ساخته! خواه نا خواه باید دوستش داشته باشم!
نمی دونم چرا 3شنبه ها همیشه تو برنامه های کلاسیمون یطوری بوده که می شده کلی کلاس ها را دو در کرد...
من مهر را خیلی دوست دارم
غدايه مورده علاقه
من همه چی می خورم تا تموم شه!
موسيقي مورده علاقه
الان هیچی...اما قبلنا چاووشی و محسن یگانه و حامد هاکان و ....(اما افسوس که گوش می دادم!)
بدترين ضد حالي که خوردين
المپیاد کامپوتر قبول نشدم ، در حالی که تقریبا مطمین بودم...
بزرگترين قولي که دادين
قول شاید به خودم بوده!دیگه دنیا را زشت نبینم هر طور که بشه!
ناشيانه ترين کاري که کردي
بگذریم...
بهترين خاطره زندگيت
7 8 ماه پیش که فهمیدم دنیا قشنگه!بخاطر یه عالمه اتفاق که با هم افتاد من با حالترینشا می گم:
یه روز رفتم کتابخونه بی هیچ هدفی همین جوری یه کتاب اون جلو بود گفتم میشه بدینش و بعد گرفتمش
کتاب "جادوی فکر بزرگ"زندگیما عوض کرد!!!(عین فیلما که کتابه خودش چشمک میزنه!)
…..
برخورد به یه وبلاگ با اسم "بت پرست"و نتیجه گیری که کم کم از خدا خیلی دور شدم و واقعا چه چیزایی دارم می خونم و چه چیزایی دارم تو وبلاگم می نویسم(وبلاگ قبلیم)
ایجاد تحول!وساخت این وبلاگ...
بدترین خاطره زندگیت
همون المپیاد ضایع کردن!
شخصی هست که بخوای ملاقاتش کنی
آره داداشم و عرسمونا و امام زمانم دوست دارم ببینم!و از همه بیشتر خدا را ...
به کی نفرین میکنی
هیچ کس را چون دوست ندارم نفرین بشم!
وضعیتت در ۱۰ سال آینده
سال دیگه که میرم برق یا کامپیوتر شریف!معلوم میکنه ادامه را البته با تقریب خوبی!
یعنی 28 سالگی! خب احتمالا زن که دارم!(البته بقول باران: ايشالا اگه يه ادم سر خوشه ديونه از جان گذشته پيدا بشه... )
بستگی داره ! شاید جایزه نوبلی چیزی گرفته باشم دیگه تا اون موقع!و یه آدم کاملا دانشگاهی باشم و ایران نباشم!می خوام برم MIT !
شایدم پاشم برم شمال زندگی کنم تو جنگلی چیزی !!!
اما سخته که بگم!آخه بیشتر شبیه رویاست تا همین جاشم کلی خنده دار بود!
nO tImE , SorRy
.......
میشه خدا را حس کرد
تو لحظه های ساده![]()
ترسیده بودم
از عشق عاشق تر از همیشه
نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه
شاید خدا قصت را از نو نوشته باشه![]()
وقتی عشق آخر تصمیمش را بگیره کاری نداره زوده یا حتی دیره
آره پاشو پاشو از خواب!!!![]()
۱۵ مهر
...I StArT WrItInG...و آسمان دوبازه بلند شد بلند تر از همیشه!
۱۴ مهر
آسمان امروز کمی پایین تر بود!نه خیلی کوتاه تر شده بود و ابرها بوی بچگی هایم را می دادند...خورشید طلایی تر از هر روز بود و برگ ها نیز خبری از پاییز می دادند...
۱۳ مهر
هو احسن الخالقین...
کلاغ سر دیوار سلامی کرد بر پرندگان کوچ . . .
(۵:۳۰PM)
12 مهر
در عمق بیهوشی
هوشیارترین جمله خود را گفتم
من ناتوانم...![]()
خدا مرسی!![]()
حالم بهتر شد!حال خوب بودن هم نعمتیه ها!من که با یه سر ماخوردگی کوچیک اینطوری شدم...
خوبه که بعضی موقع ها فکر کنیم...کی زورش از هممون بیشتره!![]()
اى خدا اى بخشاینده اى مهربان اى بزرگوار
اى برپا دارنده اى بزرگ اى قدیم
اى دانا اى بردبار اى حکیم
منزهى تو اى که معبودى جز تو نیست بفریاد رس بفریاد رس خلاص کن ما را از آتش
اى پروردگار
2- يَا سَيِّدَ السَّادَاتِ يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ يَا رَافِعَ الدَّرَجَاتِ يَا وَلِيَّ الْحَسَنَاتِ يَا غَافِرَ الْخَطِيئَاتِ يَا مُعْطِيَ الْمَسْأَلاتِ يَا قَابِلَ التَّوْبَاتِ يَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ يَا عَالِمَ الْخَفِيَّاتِ يَا دَافِعَ الْبَلِيَّاتِ
اى آقاى آقایان
اى اجابت کننده دعاها اى بالا برنده مرتبه ها اى صاحب هر نیکى
اى آمرزنده گناهان اى دهنده خواسته ها اى پذیرنده توبه ها
اى شنونده صداها اى داناى اسرار پنهانى اى برطرف کننده بلاها
سُبْحَانَكَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ
فایل صوتی جوشن کبیر http://www.alef.ir/occ/joshankabir.wma
آبچه!
سرما خوردم!
.....
خدا٬ انسان وعشق؛
اين است "امانتي" كه بر دوش آدم٬ سنگيني مي كند
واين است آن "پيماني"
كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم٬
و "خلافت" او را در كوير زمين تعهد كرديم.
ما براي همين "هبوط" كرديم٬ و این چنین است
که به سوی او باز می گیردیم
دکتر علی شریعتی
حتی اگر آسمان نمی بارید
و من در خواب
اولین باران پاییزی را حس نمی کردم
.....
ساعت ۵ صبح و من هنوز هم بیدارم...
قشنگ ترین تصویری که تو ذهنت داری چیه؟؟؟؟
-دیدن یه دوست بعد از یه مدت طولانی؟؟؟
-استراحت بعد از کلی کار؟؟؟
-پیدا کردن چیزی که مدت هاست دنبالش میگردی؟؟؟
-آرامش؟؟؟
-سکوت؟؟؟
-تنهایی؟؟؟
شاید قشنگ ترین تصویر دیدن خدا باشه...تا حالا خدا رو دیدی؟یا اصلا تا حالا به دیدن خدا فکر کردی؟تا حالا سعی کردی باهاش حرف بزنی؟تا حالا به خودت زحمت دادی صدای درونت رو بشنوی؟اگه بهت بر نمی خوره...تا حالا فکر کردی کی هستی؟؟
ای آدم کهکشانی تا حالا چند درصد از ستاره های درونت رو کشف کردی؟با چه تلسکوپی می خوای خودت رو کشف کنی؟به نظر خودت چند تا سیاه چاله در درونت داری؟یکی نیست بگه من چرا این قدر سوال می پرسم؟؟؟
فکر می کنی درون همه ی آدما این قدر سیاه و تاریکه...اون قدر تاریک که این همه ستاره هنوز نتونسته روشنش کنه؟؟خوب لابد میگی چه فرقی می کنه!مهم اینه که ما هستیم...داریم زندگی مون رو می کنیم...پول بدست میاریم...درس می خونیم...حداقل تلاش می کنیم تا به قول معروف از قافله عقب نمونیم...اما...اما... شما رو نمی دونم من که جای خالی یه چیز خیلی خیلی بزرگ رو تو زندگی هامون حس می کنم...
ما همگی می دونیم که اون چیز بزرگ چیه؟؟اما این قدر به خودمون مطمئن بودیم که تلاش برای به یاد آوردن او رو متوقف کردیم...
ما خدا رو از یاد بردیم چون مغرور شدیم...به خودمون...به حافظمون...به علم و تکنولوژی مون...شاید فکر کنی از اولی نسل انسان هایی هستی که روی این کره زندگی می کنند...در صورتی که شاید باورش سخت باشه که همین زمین تا حالا چندین بار نابود شده...و این نابئدی دوباره هم داره تکرار میشه...!!!!!
عمر این زمینی که ما داریم توش زندگی می کنیم حداکثر ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال دیگه ست!یعنی به اندازه ی عمر یه آدم سالم و تندرست...خوب فرض می کنیم تو یه نوزادی که همین الان متولد شدی...از الان تا سال ۱۴۸۶ وقت داری تا زندگی کنی!!چکار می کنی؟؟؟؟
مثل بقیه ی آدم ها میری دنبال زندگی و پول و درس و قافله؟؟؟اگه می خوای انتخاب با خودته!!اگه می خوای خودت رو نابود کنی دوباره کار میلیاردها آدم زمینی رو تکرار کن اما اگه می خوای حافظه ات برگرده باید کهکشانی باشی...باید سعی کنی...باید بگردی...باید به هر چه که میبینی توجه کنی(این قسمتش رو از استاد عرفانم یاد گرفتم)![]()
همین الان بلند شو...برو پنجره رو باز کن...آسمون رو به خاطرت بسپار...لبخند برگ درختان رو ببوس...زندگی رو لمس کن...یه نفس عمیق بکش از ته ته وجودت...این قدر عمیق که هر چیزی که تو هوا هست رو با خودت به اعماق ریه هات ببری...اینها برای توست...نه کسی دیگر...خودت رو بسپار به نسیم گرم و کم رمق تابستونی...خودت رو بسپار به جریان زندگی...خودت رو بسپار به اشعه ی گرم خورشید...از گرماش لذت ببر...شاید این آخرین باری باشه که گرمای خورشید رو حس می کنی
...چرا مردم از گرمای تابستون بیزارند؟؟؟؟؟
لابد چون هوا گرمه!اگه هوا گرم نباشه باید ترسید...اگه تو تابستون هوا خنک باشه...برف و بارون بیاد باید ترسید...چون این یعنی یه جایی نظم دنیا ریخته به هم...!میفهمی؟؟؟؟از اون چیزی که داری گله نکن چون شاید این همون آرزوی فردات باشه که کمی زودتر برآورده شده...
اما چیزهایی که از دست میرند همیشه بر نمی گردند...برو خدا رو شکر کن که آدمی...برو خدا رو شکر کن که فرصت داری تا حقیقت زندگی رو خودت بفهمی...گرچه فرق تو ویه سوسک هم همینه!!!!!!!!!
اون سوسک چه بخواد و چه نخواد میدونه حقیقت چیه!![]()
حقیقت اینه که من یه سوسکم...یعنی تقدیرم این بوده که سوسک باشم...نهایتا یه ماه عمر می کنم...خیلی خوش شانس باشم یه جای خوب پیدا کنم تا بتونم تخم بذارم...شانس بیارم تو این مدته یه نفر با دمپایی...حشره کشی...چیزی...من رو نکشه...آخه مگه من چه آزاری به شما رسوندم که باید این قدر اذیت بشم؟؟گناه من چیه که رنگم به مبلمان سفید خونتون نمیاد...گناهم چیه که قبل از این که یه نفر از من بپرسه من رو بدنیا آورده؟؟؟اما سوسک قصه ی ما چون خیلی وقت نداره که بخواد به فکر این حرفا باشه...مثل یه سوسک خوب...این فکرا رو میذاره کار و میره پی زار و زندگیش....
اما تو چی؟؟؟تو هم میدونی حقیقت چیه؟؟؟کاش حقیقت وجود و زندگی ما هم به آسونی حقیقت وجود یه سوسک بود اما خب پس اون وقت فرق ما با یه سوسک چی بود؟؟؟لابد بزرگتر بودیم....و کم فکر تر...![]()

بنشین لبه رود و گذر عمر بین
(یکم اینور یکم اونور!)
و سکوت را احساس کن![]()
زندگی چون رودیست! در آن جاری شو ! تو را خواهد شست!![]()
جاری باش ! 
جاری...
ماه کامل شد...
نور مهتاب به اتاق تنهایی هایم سرک کشید و من
زیر نورش دوشی از احساس گرفتم...
چشمانم به بالا خیره شد....
دلم را به شب سپردم و روحم را به تو...
و باز
امشب شبنم رويا هايم بر گونه ام نشسته
ولي من فقط باران مي خواستم از آسمان ، همين!
وتنها به یاد توست که دلها آرام می گیرند!![]()
پس خدا جون آرومم کن!![]()
و در انتها...
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید...
NO W
AR , PLZ