تبليغاتX
برای خدا می نویسم , شاید که عاشقم شود...





Powered by WebGozar

مهر 68 تو این ما یه آدم خاص و فوق العاده باحال به دنیا اومد×اگه میشناسیدم با کسب اجازه راضیم بخونید
هی هات!

هی هات زندگی برای نوشتن است!

من آنقدر ها هم دیوانه نیستم....

من از میکل آنژ خوشم میآد...اما نمیدونم چرا....هیچی تقریبا ازش نمیدونم!

من از بیابان های تردید گریزانم!

من از راز عشق ... از آواز خوانی درختان خوشم میآید!

انگار تنها آنها مرا درک می کنند!اگر مادرم نبود اگر پدرم نبود!من با چکسی کوچه های خلوت را قدم می زدم!

اگر زاینده رود نبود اگر پلی نبود! من بر لبه کدام پل راه می رفتم! اگر پیر زنی نبود که نگران سقوط من باشد و اگر داستا نی نبود برای گفتن و اگر و اگر.....

زندگی همین است!

اگر خدا نبود ! نه نباید دلشا دلما بشکونم نه!ببخش!

من............................................!

پس گویند : عشق غوغا می کند اما کجا باید بره این واژه ی عشق! تو دلامون؟!

سر و صدا و شلوغی وعشق!نه اینا همش جا می خواد ! اول باید آروم بود!

آره آسایش!

حالا عاشق شو!

بخونا رقصا آواز!

من می خوام ساکت باشم!آروم!عاشق!ونقاش تابلویی باشکوه از زندگی!

2My GoD , Father & Mother , trees & zayande rooz

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/15ساعت 20:28  توسط باگ  | 

آرزوی من فقط همینه!

و دنیا زیبا بود....

 

 

 

 

 

 

دنیا چیز بزرگی نداره!پس باید یاد گرفت چیزای کوچیک را بزرگ دید و قشنگ!

 

نمیدونیم امروز سنجش دادم!چه کردم با با جون!

می دونی یه جمله هست که برا من خیلی ارزشمنده:::::

چه فکر کنید می توانید وچه فکر کنید نمی توانید

در هر دو صورت درست فکر کرده اید!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/11ساعت 19:49  توسط باگ  | 

من نغمه ی پنهای کودکی هایم را...

 در گوشه ای از شهر...

در کجا...

من به دنبال بچگی هایم می گردم.....

حس من می شنود رنگ آشنایی را...

من صدای کوچک آرامشم....

با من باش....

صدای یک برگم ....

همین.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/01ساعت 16:7  توسط باگ  |