|
مهر 68 تو این ما یه آدم خاص و فوق العاده باحال به دنیا اومد×اگه میشناسیدم با کسب اجازه راضیم بخونید
|
و هر نگاه را در مسیری می اندازد که تو در انتهایش نشسته ای![]()
و هر دل کوچکی را در غروبش و در طلوعش و در هر لحظه اش غرق دریایی بی کران می کند....
و ای تو !![]()
پرواز را بخاطر بسپار تنها برای دیدن ستاره های آسمان!
و سلام کن بر درخت که برای دیدن ماه یا شمردن ستاره ها بوی نفس هایش به راه می افتد...![]()

و سلام بر قاصدک که اگر رازی با خود نداشت قاصدک نبود!و راز راز عشق بود...![]()
و ای گل آفتاب گردان...
روی زندگی همیشه یکجا نیست...
پیدایش کن....![]()
آره خدا اگه بر نمیگردم ببینم جایه پاهات همیشه با هامه....
می دونی فقط از روی خجالته!
پس ببخشم!دوست دارم!![]()
آفرین بر آفریننده پنجره هایی که رو بسوی باغ دارند....![]()

پاورقی هفته...............................................................................
۱-هوووووووووووووووررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خوارزمی ۲ کشور شدیم! و این یعنی ۱۰ درصد سهمیه برایه کنکور!![]()
![]()
![]()
۲-آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخییییییییییییییییییییییی
سنجشم افتضاح شد!می دونی می ترسم با این سهمیم به جایی نرسم!![]()
![]()
۳-من نمییییییییییییییییی ترسسسسسسسسسسسسم
آره نباید از چیزی ترسید! باید شروع کرد باید نوشت!
می دونی نشد دیگه!
آره بابا جون من منتظرم برایه یه اتفاق خوب!برام دعا کنید....
راستی اگه باران بره کی دیگه بمن نظر میده!![]()
فکر بسه دیگه!![]()
![]()
میگوید از قلب بشنو!که همیشه یک جواب دارد و جوابش آریست!![]()
می گوید آری ! دیگر چه می تواند بگوید و من فقط قلبم ر احساس می کنم!
من از نشانه ها می گویم از ساعت های ۱۰:۱۰ یا 21:15 یا ۱۴:۱۴ و....
من از یادم می گویم و از خاطراتم و آنچه طعم شیرینش را چشیدم...
از آن شب که گفت آیا برابرند؟!![]()

من زیبایی ها را می بینم و ماه را.... راستی شاید امروز اول ماه باشد....
چقدر باریک است و زمانی که جتی می گذرد و رد دودش آسمان را به دو نیم می کند و ابرهای کشیده...
همه نشانه اند برای
دلی که باید آرام بگیرد!
ونباید شک کرد.... زیبایی و پرستش و آفرینندگی نمی توتند از روی عادت باشد... نه! عادت یعنی زیر پا گذاشتن همه اینها!
براستی که چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید!
و باز پرنده ها دسته دسته از آسمان خوب من می گذرند واقعا حیف نیست اگر جور دیگر نبینم!
و زندگی یعنی آبتنی در حوضچه اکنون!
و من بال هایم را می گشایم با قلبی باز! بدون هیچ محدودیتی از او می خواهم که من خوبی را می خواهم...
و زمزمه آرامش نبض دستانم را بر روی کاغذ می کشد و انگار که خون هنوز در رگ هایم جاریست....
پس هنوز زنده ام و بی هیاهو می گویم:
هووووووووووووووووووووووووووووووووووووو رااااااااااااااااااااااااااااااااا....![]()
![]()
من اسیر هیچ چیز نیستم!هیچ چیز!
می خواهم درس شهامت....
پا ورقی ماه پیش......................................................................................................
خوب رتبه ما که گفتم زیاد تعریفی نداشت!اما خدایش من تو اون بازه زیاد روانم آروم نبود!(پست قبلیا بخونی می فهمی راست می گم!)تازه ماهیم را هم به طرز فجیعی کشتم!قاتلم شده بودم و ....
به هر حال گذشت!
دیگه چی شد؟!
آهان دو تا امتحان فیزیک دادیم یکی از یکی بدتر!
و دیگر!
سر کلاس گسسته من نمیدونم چی شد از رو صندلیم پاشدم !پشت سری نامردم (البته برا خودش مردیه ها دوست صمیمیم (در ادامه توضیح داره))صندلی کشیده بود عقب منم نفهمیده بودم!
و نشستم و بوووووووووووووومببببببببببببببببب! کلی دلم برا خودم سوخت!من یه دقیقه ای 4 زانو نشسم رو زمین اونم ردیف اول!
توضیح:چی شد که من پهلو دوستم ننشسته بودم!یه 2 3 جلسه قبلش از بسکه حرف زدیم معلم بهم گفت پاشو برو یه جا دیگه بشین منم هی گفتم اونجا آفتابه و همین جا خوبه آ و ... تا اینکه کم کم داشت جدی می شد و منم قبول کردم بجای بیرون رفتن برم اونجا بشینم(فقط برای احترام چون چیزایی که میگه را قبلا خودم برا المپیاد خوندم)
بعد که من رفتم یه جا دیگه نشستم دوستم شرو کرد با بقل دستیش حرف بزنه معلممونم اون 2 تا را بیرون کرد! هووووووووورااااااااااااااااا!
منم 2 جلسس میرم جلو می شینم آخه دلم خیلی براش میسوزه!هیچکی بهش گوش نمیده!
آره خلاصه دیگم که کلی حالم بد بود(روحی)برا همین نمی یومدم نت!اما الان بهتر شدم!(باز به پست قبلی میشه رجوع کرد)
ها همون گسستم امتحان گرفت اونم خوب نمیشه!
بگذریم!
برادر یا خواهر گرامی شما باید جشن بگیرید موفقییت شما بسیار نزدیک است!![]()
فرض کن درست باشه!
و این ماجرا ادامه دارد....![]()