|
مهر 68 تو این ما یه آدم خاص و فوق العاده باحال به دنیا اومد×اگه میشناسیدم با کسب اجازه راضیم بخونید
|
یاد خاطرات ماقبل تاریخ و شوق ارشک.....
....(یتیکه حذف شد!
و ادامش را ببین....)
تو از رشک و ارشک گفتی و از بازی ترنج و نارنج...
تو از چشم های بسته و از دستان خسته....
آه که صدایم بیشتر از سکوتم به کس نرسید!
امروز تن رشک آلودم از آفتاب کجایی گرما را می پرسد..!![]()
....(یتیکه حذف شد!
و ادامش را ببین....)
ای ترنج سلام مرا به نارنج برسان که انگار هرگز او را نخواهم دید ....
صدای پرنده و نغمه ی گرما بخش رشک را !