|
مهر 68 تو این ما یه آدم خاص و فوق العاده باحال به دنیا اومد×اگه میشناسیدم با کسب اجازه راضیم بخونید
|
دیگر طاقت بی تو بودن را ندارم...
ای اشک تو چیزی بگو....
بگذار رهاتر باشم
لحظه ای با او تنها تر باشم...
برای مردن زود است
من با خود قرار ها داشتم
بر سر مروارید پر نقش صدف.....
ای تاریخ تکرار نشو...
دلم هوای قایقرانی دارد هنوز
ای ساحل آبی بیکران
ای اولین پرتو خورشید
ای آخر دنیا
تو کجایی...
افسوس که روحم دیگر بیکار نیست!
حتی جواب سلام هم نمی دهد....
انگار اصلا با من آشنا نیست....
-~*هنوز هم از خدا رنگی بر جای مانده*~-